محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1341

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گفت : « گويا مغيره به شما گفته آخرين كسى بوده كه به پيكر پيمبر خدا دست زده است . » گفتند : « آرى ، آمديم همين را از تو بپرسيم . » گفت : « دروغ مىگويد آن كس كه پس از همه به پيكر پيمبر دست زد قثم بن - عباس بود . » عايشه گويد : وقتى بيمارى پيمبر سخت شد پارچهء سياهى بر او بود كه گاهى آن را روى صورت مىكشيد و گاهى پس مىزد و مىگفت : « خدا بكشد كسانى را كه قبور پيمبران خود را مسجد كرده‌اند » و اين را از امت خود منع مىكرد . عبد الله بن عتبه گويد : آخرين سخنى كه پيمبر گفت اين بود كه « دو دين در جزيرة - العرب نباشد . » عايشه گويد : پيمبر به روز دوازدهم ربيع الاول ، همان روزى كه به مدينه رسيده بود درگذشت و دوران هجرت وى ده سال تمام بود . سخن از سن پيمبر به هنگام مرگ در اين باب اختلاف كرده‌اند : بعضيها گفته‌اند به هنگام مرگ شصت و سه سال داشت . از جمله گويندگان اين سخن ، ابن عباس است كه گويد : پيمبر سيزده سال در مكه بود كه وحى به دو مىرسيد ، و ده سال در مدينه بود و پس از آن درگذشت . بعضى ديگر گفته‌اند وى به هنگام مرگ شصت سال داشت . از جمله گويندگان اين سخن عروة بن زبير است كه گويد : پيمبر چهل ساله بود كه مبعوث شد و شصت ساله بود كه درگذشت . عايشه گويد : پيمبر ده سال در مكه بود كه قرآن بر او نازل مىشد و ده سال نيز در